دانلود رمان آوای وحش از جک لندن کامل رایگان
ژانر رمان : ماجراجویی، خشمگین، داستانی
تعداد صفحات : ۱۰۸
خلاصه رمان:
گزارشی از سفر به کلاندایک و سرگذشت سگ گرگی به نام باک بود، که پس از خدمت به اربابها، وفاداریها و نوازش دیدنها و رنج بردنها، در خود، کششی به محیط جنگل احساس میکند و تنها به عشق ارباب مهربانش در میان انسان ها میماند و همین که اربابش به دست گروهی از بومیها کشته میشود، روانه جنگل میشود تا به زندگی اجدادی خود بپیوندد و در میان برادران جنگلی آوای شادی سر دهد. او فقط نارضایتی خود را به مرد غریبه فهمانده بود و مغرورانه یر این باور بود که فهماندن احساسش به معنای فرمان دادن است. اما در کمال تعجب، طناب دور گردنش محکم تر و نفس در سینه اش حبس شد …
قسمتی از داستان آوای وحش :
باک، همچنان که در حال بهبودی بود. میدید که هر روز سگ های بزرگ و پشمالویی از راه میرسند. میدید که مردانی خشن و بد زبان همۀ سگ های مورگان را وارسی میکنند و چند تایی از آن ها را انتخاب میکنند و در برابر پولی که به او میدهند، سگ ها را با خودشان میبرند دستیاران و کارکنان
مورگان قفس ها را از آن محوطه میبردند و باک دیگر آن سگ را نمیدید. این کارها باک را میترساند و هر بار که آن بیگانگان توجهی به او نمیکردند، خوشحال میشد. اما بالاخره روزی فرا رسید که باک سلامتی خود را باز یافت و همان سگ قدرتمندی شد که قاضی میلر صاحبش بود مورگان با مرد
کوچک اندامی در اطراف محوطه سگ ها راه افتاده بود و سگ ها را به او نشان میداد. مرد، زبان انگلیسی را با لهجه فرانسوی صحبت میکرد و به سرعت از این قفس به آن قفس نگاه میکرد و سگ ها را به دقت دید میزد. او تنها با یک نگاه میتوانست بد یا خوب بودن سگها را تشخیص دهد و درباره
آن ها تصمیم بگیرد. او در برابر قفس کرلی ایستاد. کرلی سگ خوش خلقی از ناحیه نیوفوندلند بود که بلافاصله بعد از باک او را به آنجا آورده بودند. او در کمال راحتی و بدون ایجاد مزاحمت در برابر غذای روزانه ای که مورگان به آن ها میداد زانو زده بود. بیگانه دندان ها و پاهای کرلی را بررسی کرد و …